امروز....

خرید بک لینک

دومین باری بود که میدیدمش این دفه هم یه تیکه هایی انداخت ولی من انگار نه انگار درحالی که دلم میخواست جوابشو بدم البته اولش برای دوچرخه سواری باهم حرف زدیم و کمی خندیدیم...اولین افطاری بود که پیشش بودم و سر یه سفره بودیم خداحافظی هم باهاش کردم...

امروز.......

ما را در سایت امروز.... دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 236 تاريخ: يکشنبه 11 تير 1396 ساعت: 13:12

یه برنامه ریختم تا باهاش تو پی وی حرف بزنم تا از زیر زبونش بکشم عشق داره یانه خداروشکر جواب داد و با همون نقشه ای که ریخته بودم فهمیدم بفهمم که عشق داره و اسمشم تیناست مبارکش باشه خب بهم برسن،کلی هم براشون آرزوی خوشبختی کردم...بعد چندتا حرف گفتش که پی ام هامو برای عشقش میفرسته کلی به حرفش خندیدم امروز.......

ما را در سایت امروز.... دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 143 تاريخ: يکشنبه 11 تير 1396 ساعت: 13:12

دیروز مامانم به خاطر تبریک عید فطر زنگ زد به مامانش و منم با دایی و زندایی و داداشش حرف زدم جز اون... وقتی اون با مامانم حرف میزد بهش گفت کی میاین تهران مامانمم گفت ده روز دیگه اونم چقدر دییررر..واس چی عجله داره ما بیایم؟؟؟خدا به خیر کنه..شایدم اصلا یه تعارف ساده بوده قراره به خاطر کار اداری بابام امروز.......

ما را در سایت امروز.... دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 126 تاريخ: يکشنبه 11 تير 1396 ساعت: 13:12

امروز تولدمه و من کادوم رو از خدا گرفتم چون امشب قراره بریم تهران قراره ببینمش... اما متاسفانه به دلایلی گوشیم رو ازم گرفتن نه به خاطر اینکه با کسی دوست بودم و لو رفتم و اینااا نه به خاطر یه چیزی گرفتن انقدر دوست داشتم به خاطر تولدم بهم تبریک بگه اما نشد حیف... ولی خوبیش اینا فردا صبح میبینمش امروز.......

ما را در سایت امروز.... دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 134 تاريخ: يکشنبه 11 تير 1396 ساعت: 13:12

صفحه بندی